مرد آهنگر
ینل واترمن داستانآهنگری را میگوید که پس از گذراندن جوانی پرشر و شور، تصمیم گرفت روحش را وقف خداکند. سالها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، درزندگیاش اوضاع درست به نظر نمیآمد. حتی مشکلاتش مدام بیشتر میشد.
یک روزعصر، دوستی که به دیدنش آمده...