داستان احساسات
در روزگارهایقدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می کردند: شادی، غم،دانش عشق و باقیاحساسات .روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع بهتعمیر قایقهایشانکردند.اما عشقتصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزس از...