نتایح جستجو

  1. primrose

    [IMG]

    [IMG]
  2. primrose

    مشاعره با شعر سعدی

    در دلم هیچ نباشد مگر اندیشه وصلت تو نه آنی که دگر کس بنشیند به مکانت
  3. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    همین که مینویسم و به واژه می کشم تو رو دوباره بار غم می شینه رو شونه های من همین که می شکفی مثه یه گل میون دفترم دوباره گرمی لبات دوباره گونه های من همین که میری از دلم قرار آخرم می شی دوباره زخم می خورم دوباره باورم می شی همیــــــــشه کم میارمت نمـــــــــــشه که نبارمت!
  4. primrose

    مرسی از همراهی زیبایت زوینا جان شب خوبی در پیش داشته باشی تا بعد...

    مرسی از همراهی زیبایت زوینا جان شب خوبی در پیش داشته باشی تا بعد...
  5. primrose

    شدید موافقم مخصوصا اون غزل سعدی: بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی به کجـــا روم ز دستت که...

    شدید موافقم مخصوصا اون غزل سعدی: بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی به کجـــا روم ز دستت که نمی دهی مجالی
  6. primrose

    مشاعره با شعر سعدی

    میروم بی دل و بی یار و یقین میدانم که من بی دل بی یار نه مرد سفرم
  7. primrose

    چه جالب مثل منی پس! من دو آلبومش هست که اگر هفته ای یکبار گوش نکنم نمیشه!!نوا(مرکب خوانی) و...

    چه جالب مثل منی پس! من دو آلبومش هست که اگر هفته ای یکبار گوش نکنم نمیشه!!نوا(مرکب خوانی) و همایون مثنوی! خواهش میکنم قوت شرح عشق تو نیست زبان خامه را گرد در امید تو چند به سر دوانمش
  8. primrose

    مشاعره با شعر سعدی

    میروم وز سر حسرت به قفا می نگرم خبر از پای ندارم که زمین می سپرم
  9. primrose

    از آلبوم دلشدگان! گوش کن واقعا زیباست. درد عشق او کشیدن خوش بود گر پس از صد زخم او یک مرهم است

    از آلبوم دلشدگان! گوش کن واقعا زیباست. درد عشق او کشیدن خوش بود گر پس از صد زخم او یک مرهم است
  10. primrose

    مشاعره با شعر سعدی

    آن نه عشقست که از دل به زبان می آید وان نه عاشق که زمعشوقه به جان می آید
  11. primrose

    ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم ما کشته آن مه رخ خورشید کلاهیم صد شورنهان با ما تاب و تب جان با ما...

    ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم ما کشته آن مه رخ خورشید کلاهیم صد شورنهان با ما تاب و تب جان با ما در این سر بی سامان غم های جهان با ما شنیدی این تصنیف رو از استاد شجریان؟شورانگیزه!
  12. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    آرزو آرزو ای سراب بیکران ای امید بی نشان ای که شعله های تو آتشم زند به جان عشق من بود گناه من منم عاشق منم رسوا بار غم به دل نشسته ای منم عاشق منم رسوا مرغ بال و پر شکسته ای چرا از ما تو ای زیبا رشته الفت گسسته ای نمی پرسی ز حال ما فارغ از این حال خسته ای؟
  13. primrose

    تا کنیم این راه مستانه طی هر دو از یک جام خوردستیم می!

    تا کنیم این راه مستانه طی هر دو از یک جام خوردستیم می!
  14. primrose

    مشاعره با شعر سعدی

    دلبرا نازده در مار سر زلف تو دست چه کند کژدم هجران تو چندین نیشم؟
  15. primrose

    شکر به قول شاعر روزی به شب بریم وشبی روز می کنیم! راستش الان دارم یه تصنیف قدیمی گوش می کنم و...

    شکر به قول شاعر روزی به شب بریم وشبی روز می کنیم! راستش الان دارم یه تصنیف قدیمی گوش می کنم و حالم خوشه!
  16. primrose

    نوشته های ماندگار

    هر آدمی سنگی است بر گور پدر خویش! راستی از پدر چه در تو هست؟ در این شک نیست که هست .اما مگر تو عکس برگردان یک پدری؟.....عبث که نیست این دنیای خلقت و این تداوم تولدها.هر تولد دنیایی است مثل ستاره ای!او زاد و مرد اما ستاره تو هنوز کورسو می زند! درست است که از پدر چیزهایی در تو هست اما بگو آیا...
  17. primrose

    سلام مرسی زوینا جان

    سلام مرسی زوینا جان
  18. primrose

    مشاعره با شعر سعدی

    نه دل دامن دلســــــتان می کشد که مهرش گریبان جـــــان می کشد
  19. primrose

    [IMG]

    [IMG]
  20. primrose

    [IMG]

    [IMG]
بالا