نتایح جستجو

  1. losi

    یک راز ...قانون جاذبه را به کار ببریم!!حتی شما!!

    سارا جون اینجوری سرت رو به دیوار نزنف درد می گیره عزیزم :gol: توجه: سارا راست می گه منم همینطور... درنمی یابم :( آخه اینا تئوریشون قشنگ، راحت ولی در عمل خیلی سخته :confused:
  2. losi

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    الهی.. افسون جونم مریض :(:cry: عزیزم امیدوارم هر چه زودتر خوب بشی :gol::gol:
  3. losi

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    سلام بر همگی ... :gol: بازم من اومدم و هییییییچ کی اینجا نیست... :cry: شما چرا اینقدر کم سعادتید؟؟؟ :D
  4. losi

    دوست داشتن کیلویی چند؟

    من که همین الانم به خاطر ظاهرش نیست که دوسش دارم،اینام برام مهم نیست... ولی امیدوارم اونم همینطوری باشه البته این جور نامردیا و بی معرفتیا بین خانمها هم کم نیست... من خیلی شنیدم که خانما به خاطر این جور چیزا زیر همه چیز زدن، ولی بازم بین آقایون بیشتر
  5. losi

    دقایقی پیش//شفاي يك بيمار در حرم مطهر اميرالمؤمنين (ع)

    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را كه به ما سوا فكندی همه سایه هما را دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
  6. losi

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خب بچه ها من دیگه دارم می رم بخوابم شب همگی بخیر... :gol: یاسمن جون ما پشتتیم، یاسمن جون ما پشتتیم :heart:;):heart:;):heart:
  7. losi

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اشکالی نداره یاسمن جون مهم نیست جریان چیه ، مهم اینه که ما پشتتیم... ;)
  8. losi

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرسی ندا جون، این یکی خیلی بامزه بود :gol:
  9. losi

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام آقا وحید... مرسی، شما خوبید؟ :gol:
  10. losi

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    پس مرد قانون شمایی؟؟ بس هر شب میای اینجا قصه می شنوی خیالات برت داشته، آره؟؟؟!!! :D آخه عزیزم جادوگرا که فقط تو قصه هان... نازی چقدر تحت تإثیر قرار گرفته :biggrin:
  11. losi

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرد قانون؟!..:cool: کارش چیه؟ خب یاسمن خانم ما پشتتیم.. ;) راستی حالا جریان چیه ؟؟ :redface:
  12. losi

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    يکی تکه سنگی برداشت و پای لاغر سگی را نشانه گرفت.. چند لحظه بعد سنگ به پای سگ خورد و زوزه ی او به آسمان رفت. چند خيابان آنطرف تر نوزادی چند لحظه دير نفس کشيد و کبود شد. مادر غمگين نوزاد، از درد فرياد کشيد. سارهای ترسيده از روی شاخه پريدند. نگاه راننده ای برای يک آن به آن ها دوخته شد. همزمان،...
  13. losi

    زنگ تفریح ... گپ و گفت های خودمونی!

    ببخشید آقا پژمان متوجه نشدم... خوبید؟
  14. losi

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    جادوگر؟!!! اینجا جادوگر هم داریم؟؟؟؟ حالا که بحث جوگیری دختراست... منم هستم یاسمین :D
بالا