از من رمیده ای و من ساده دل هنوز
بی مهری و جفای تو باور نمی کنم
دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم
رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
دیگر چگونه عشق تورا آرزو کنم
دیگر چگونه مستی یک بوسه تورا
دراین سکوت تلخ و سیه جستجو کنم
خودت را از کسی پس نگیر شاید این تنها چیزیست که او دارد ،
وقتی میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر کن،
شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش کردن او ختم شود...
من به این ثانیه ها دلشادم.....
به همین تنهایی.....
به همین بودن بی دغدغه رویایی. به همین لحظه که گم
می شوم و تو مرا می یابی......
به همین لاف زدن های قشنگ که پر از نور امید است دلم ....
آی غم ها کجایید که من می خندم. .....
ور نه یک ثانیه بی دغدغه ماندن سهل است.....
و محال است که یک...