نتایح جستجو

  1. primrose

    بی خیال باش زوینا جدی میگم !واقعا آدم نیاز داره گاهی به زنه به اون در...البته موافقم که خوب نیست...

    بی خیال باش زوینا جدی میگم !واقعا آدم نیاز داره گاهی به زنه به اون در...البته موافقم که خوب نیست زیاد برای یه مدتی ای بد نیست وظیفه نیست ...دوستی است:gol: آره من "مردی در تبعید ابدیت" رو یادم هستم که گفتم بهت اما "یک عاشقانه آرام "رو مطمئن نیستم!
  2. primrose

    نوشته های ماندگار

    چه لذتی شدید تر از اینکه یکی حرفی داشته باشد و کسی را هم داشته باشد که بفهمد! درست مثل لذت کسی است که بفهمد و کسی را هم داشته باشد که حرف داشته باشد! این ها نیاز ها و لذت هایی است که غالبا کسی از وجود آن اطلاعی هم نداردو چه خوشبخت مردم اند همین "بی اطلاع ها" *** نالیدن را چه کار کنم؟دادکشیدن را...
  3. primrose

    نمیدونم به قول شریعتی :این شک در من یک بیماری روحی شده است انقدر که گفته ام و نشنیده اند انقدر...

    نمیدونم به قول شریعتی :این شک در من یک بیماری روحی شده است انقدر که گفته ام و نشنیده اند انقدر که کشیده ام و ندیده اند .... البته او کجا و ما کجا خوب به زعم خودمون:دی نه عجیب نیست...تجربش رو دارم ...روز شب میشه هزار تا کار می کنی غیر از اونی که باید... بد نیست زوینا !یه جور استراحته مرسی به...
  4. primrose

    جدی؟...خوبه میدونی انقدر که گاهی حرفی که میزنی برای بقیه عجیبه دیگه به همه حرفات شک می کنی که...

    جدی؟...خوبه میدونی انقدر که گاهی حرفی که میزنی برای بقیه عجیبه دیگه به همه حرفات شک می کنی که حتما عجیبه....! فال قهوه رو گوش دادم چند بار...:gol: من توی 4sharedهمیشه آپلود می کنم اما چون یه خط در میون *** میشه یه کم محدود میکنه اگه برای کسی بخوای بفرستی که وی پی ان نداشته باشه یا....به هر حال...
  5. primrose

    سلام زوینا جان الان رسیدم و پیامت هات داغه داغه... بخونم جواب میدم... خوبی؟ این روزها که می گذرد...

    سلام زوینا جان الان رسیدم و پیامت هات داغه داغه... بخونم جواب میدم... خوبی؟ این روزها که می گذرد ...چگونه ای؟:دی
  6. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    از عالم به در منم بی خبر منم شب زکوی تو رهگذر منم بی تو من چه سازم؟ آه بی اثر منم چون شرر منم شام تیره دل بی سحر منم بی تو من چه سازم؟ در ادامه ترانه شما ناخودآگاه شد....
  7. primrose

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    میروم دور از تو با دنیای خود خلوت کنم باید آخر من به این بیگانگی عادت کنم
  8. primrose

    **مشاعره با اشعار سهراب سپهری**

    در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم که دلم میخواهد بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه دور ها آوای است که مرا میخواند کفش هایم کو؟! چه کسی باز صدا زد سهراب...
  9. primrose

    [IMG]

    [IMG]
  10. primrose

    بعضی ترانه ها تمام شدنی نیستند.....عجب چیزی گفتی زوینا به شدت موافقم!حالا من یه چیزی دیگه ای هم...

    بعضی ترانه ها تمام شدنی نیستند.....عجب چیزی گفتی زوینا به شدت موافقم!حالا من یه چیزی دیگه ای هم بهش اضافه می کنم: بعضی ترانه ها رو هم حس می کنی تنها برای تــــــو خوندند!! راستش از شادمهر غیر از یکی از آلبوم های بی کلامش باقی رو جسته گریخته شنیدم -یعنی بیشتر اون چیزی که برادرام گوش میدادند و من...
  11. primrose

    مرسی از دوستی عزیزم

    مرسی از دوستی عزیزم
  12. primrose

    [IMG]

    [IMG]
  13. primrose

    آها...متوجه شدم...موافقم اتفاقا توی این فضای مجازی بیشتر نزدیکی روحی پیش میاد تا.... درست...

    آها...متوجه شدم...موافقم اتفاقا توی این فضای مجازی بیشتر نزدیکی روحی پیش میاد تا.... درست میشه....امیدوارم مرسی زوینا شعر موزیک؟خوب توقعم داره میره بالا ها؟!:دی باشه یه آهنگی که خودت خیلی گوش میدی رو بگو یا بذار نمیدونم ...و اینکه چرا دوسش داری؟!
  14. primrose

    سلام زوینا جان.... به نظرم همه یه جوری دلتگند اینجا؟!چرا؟ مثه همیشه نیست !

    سلام زوینا جان.... به نظرم همه یه جوری دلتگند اینجا؟!چرا؟ مثه همیشه نیست !
  15. primrose

    محرم راز دل شیدای خود کس نمی بینم ز خاص و عام را می فهمم!! امیدوارم اوضاع اونجوری تغییر کنه که...

    محرم راز دل شیدای خود کس نمی بینم ز خاص و عام را می فهمم!! امیدوارم اوضاع اونجوری تغییر کنه که میخوای .... قابل تو رو نداره
  16. primrose

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    ای دل نگتمت که مرو راه عاشقی رفتی بسوز کاین همه آتش سزای توست دل در هوای مهر تو رفت و هنوز هم در این سری که از کف ما میرود هوای توست ما را مگو حکایت هجران که تا به حشر مائیم و سینه ای که در آن گفت و گوی توست
  17. primrose

    [IMG]

    [IMG]
  18. primrose

    چو به غصه دل نهادم چه توقعم ز شادی چو به زهر خو گرفتم چه طمع ز انگبینم؟!!

    چو به غصه دل نهادم چه توقعم ز شادی چو به زهر خو گرفتم چه طمع ز انگبینم؟!!
  19. primrose

    خوبیم به خوبی دوستان چرا عطار جان؟دوست داشتی و اگه قابل گفتنه بگو شاید....! این شعرو گفتی یا...

    خوبیم به خوبی دوستان چرا عطار جان؟دوست داشتی و اگه قابل گفتنه بگو شاید....! این شعرو گفتی یا این افتادم: در خور مستی ما رطل و خم و ساغر نیست ما از آن باده کشانیم که دریا زده ایـــــــــــــــم
  20. primrose

    [IMG]

    [IMG]
بالا