در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی
ایستاده بودم و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه
بیش نبود دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود و اگر نه نمی شود به همین سادگی…
میشنوی؟
گوش کن...
صدایی می آید...
خوب گوش کن...
صدای ناله زمین است...
که مردی با کلنگی
گودالی در حال زدن است...
گودالی به شکل مستطیل...
برای من...
ناله زمین از تیزی کلنگ نیست...