نتایح جستجو

  1. negin1990

    سلام میسی تو خوبی؟ خبری نیست میرم دانشگاه متاسفاااااااااااااااااانه!

    سلام میسی تو خوبی؟ خبری نیست میرم دانشگاه متاسفاااااااااااااااااانه!
  2. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد
  3. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند. قایق از تور تهی و دل از آروزی مروارید، همچنان خواهم راند نه به آبیها دل خواهم بست نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند و در آن تابش تنهایی ماهی گیران می...
  4. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    ياد باد آن که ز ما وقت سفر ياد نکرد به وداعی دل غمديده ما شاد نکردآن جوان بخت که می‌زد رقم خير و قبول بنده پير ندانم ز چه آزاد نکردکاغذين جامه به خوناب بشويم که فلک رهنمونيم به پای علم داد نکرددل به اميد صدايی که مگر در تو رسد ناله‌ها کرد در اين کوه که فرهاد نکردسايه تا بازگرفتی ز چمن مرغ...
  5. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستند تا به رشته‌ی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی که رنگ روی آستینشان مردمی که نام‌هایشان جلد...
  6. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قبلا مهم بودم الان نیستم؟ چه خوب :w33:
  7. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    پیش از آنکه ترکش کنی پیش از آخرین نگاه یا آخرین وداع درنگ کن لحظه ای کوتاه درنگ کن و در در چشمانش خیره شو چه میبینی؟ هان؟ چه میبینی؟
  8. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    روزگاری آمده بودیم از روزگار نو بنا کردن حرف بزنیم ، از نوشتن و تغییر دادن از جهت گرفتن به اوج و بالا رفتن و به خیال خام خود تغییر دادن و درست کردن ،‌ روزگاری آمده بودم که بنویسیم که بمانیم که بخوانیم . روزگار تغییری نکرد و شورید و پسمان زد ،‌ در ما هم تغییری حاصل نشد فقط "از نفس افتادیم " .
  9. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    :heart:
  10. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    پیش از آن‌که به تنهایی خود پناه برم از دیگران شکوه آغاز می‌کنم فریاد می‌کشم که ترکم گفته‌اند چرا از خود نمی‌پرسم !؟ کسی را دارم که احساسم را اندیشه و رویایم را...
  11. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    وقتی میرسی به جایی که حس میکنی کسی صدات رو نمیشنوه و وقتی حس میکنی که همسخن سالیانت پیشت نیست که بشنوه ، احساس برزخ گونه بهت دست میده که هیچ وقت کلمات نمیتونه تصویرشون کنه . انگار توی یک اتاق چهار دیوار بی در و پنچره حبس شدی و فقط میتونی که انگار همه این دنیا ازت غافل شدن اینجور وقتاست که...
  12. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    نه داستانامو نمیذارم میترسم بچه ها خوششون نیاد
  13. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    و مترسکی غبار آلود به مرزعه ای پر برف نگاه میکند ! چشمان سیاه مترسک از دو دگمه ِ‌ پالتو پدر بزرگ است ... پدر بزرگ دو ماه است که مـُردست و مترسک دو ماه است که بینا شده !
  14. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    اکثریت بیجا میکردن با بعضیا:mad:
  15. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    باور نباید باور داشت،دروغهاشان: سحرگاهان، خروسان خواب وآفتاب هم،خفته. عدالت، طوقه،دار را بر گردن،هیچ بیگناهی،هم نیفکنده! که حق، مُرد با قسمت خدارحمت کند اورا، ولی کسی دیده، که در ظلمت، شبانگاهان، قاتلی ظالم،هردودستان، برگلویش تنگ پیچانده وقصدش، کشتن است اورا؟ نباید باور داشت، دروغهاشان: که...
  16. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    You think that I can't live without your love You'll see, You think I can't go on another day. You think I have nothing Without you by my side, You'll see Somehow, some way You think that I can never laugh again You'll see, You think that you destroyed my faith in love. You think after all...
  17. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    وظیفت بود:mad:
  18. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    آی آدمها ، که بر ساحل نشسته شاد و خندانيد ، يک نفر در آب دارد می‌سپارد جان يک نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند روی ِ اين دريای ِ تند و تيره و سنگين که می‌دانيد ، آن زمان که مست هستيد از خيال ِ دست يابيدن به دشمن ، آن زمان که پيش ِ خود بيهوده پنداريد که گرفتستيد دست ِ ناتوان را تا توانائی ِ...
  19. negin1990

    دل نامه یا نامه دل

    آری اینجا میباشیم
بالا