ساعت از ده و نیم شب گذشته و وقتی چند کلمهای با دو دختر بچهای که از سر کار (!) برمیگردند، هم کلام میشویم و میخواهیم که بایستند تا عکسشان را بگیریم، خواهر بزرگتر (هشت ساله) میگوید: «قول بده که عکسمون رو تو روزنامه نزنی! وگرنه دوباره کتک میخوریم...». بند دلمان پاره میشود؛ سرپرستان ظالم...