تو این دنیا،واسه شبهام...جزء آغوشت پناهی نیست
با این حالی که من دارم...جزء اینجا،دیگه جایی نیست
همینجا با،تو میمونم...همینجا که،هوا خوبه
نفس توسینه،میگیره...دلم واسه،تو میکوبه
.
.
.
.
هیچی نمیفهمم,فقط میخوام باشی...
کنارم که هستی
زمان هم مثل من دستپاچه میشود
عقربه ها دوتا یکی میپرند
اما همین که میروی…
تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم
جانم را میگیرند ثانیه های
بی تو...