من دیر رسیدم، جواب این سوال رو داده بودید، ولی یه داستان کوتاه هست که میگذارم، بی ربط نیست:
روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به
فرشتگان این گونه می گفت : تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد. "...