اگه اعتقاد شناسنامه ای نباشه و تو شخصیت و رفتار فرد تاثیر گذاشته باشه خوب مسلما باید مثل خیلی چیزای دیگه
بهش توجه بشه و بهتره که طرفین از این لحاظ هم به هم نزدیک باشن البته اگه واقعا براشون مهمه
من ترم اخرم از دو سه ترم بیش کلاسای دانشکدمونو شروع به تفکیک کردن
به حال شخص من فزق نمیکنه اما بعضی بسرا حداقل برا اینکه جلو دخترا ضایع نشن یه درسکی میخونن!:)
یادمه مذهبی ترین دوستی که تو دانشگاه داشتم بهم در مرد تفکیک جنسیتی بهم گفت
ما که تو همه دوره تحصیلیمون از دخترا جدا بودیم اگه تو دانشگاه هم جدا باشیم چجوری میخوایم حرف زدن و ارتباط
عمومیو یاد بگیریمو فردا از یه دختر خواستگاری کنیم!
اول از همه تسلط واقعی به مطلب
دوم به خودش تلقین کنه که جون من به مطالبی که میخوام بیان کنم تسلط دارم و بقیه بچه ها ندارم
بس میتونم مثل یه استاد با جرئته تمام به صورتاشون نگاه عاقل اندر سفیه بندازم!
ازشون سوال کنه و...
فک نمیکنم نمره وقتی استاد داره درس میده تاثیر انی داشته باشه ولی ازین نظر موافقم
که استاد مطمئنه وقتی داره درس میده کسی نمی خندونتش!
همه استادا تسلط علمی ندارن تصور ما دانشجوها از تسلط اونها و نادانیه خودمون این جرئتو به اونا میده!;)
دانشجوها معمولا کنفرانس و تحقیقو تا دوره ارشد و بایان نامه به معنی واقعی تجربه نمی کنن و وقتی میان بای تخته که یه سری
مطالب محدود و از قبل مشخصو بیان کنن مشکلشون همون اعتماد به نفسه هستش
بستگی داره طرف کی باشه یه دانشجوی تازه کار یا یه استاد که میخواد یه تحقیق علمیو برا کسایی که
تقریبا در حدوحدود خودشن ارئه بده
تو مورد اول اعتماد به نفس مهمتره و تو مورد دوم تسلط و اطلاعات