چقد طرز تفکر این هنرمنده مثه منه
آخیییییی یادش بخیر من و داداشم به لونه مورچه ها و زنبورها حمله میکردیم, اونا هم من رو میگزیدن بعد دادشم میخندید و زبونش رو به من دارز میکرد و این شعر رو میخوند
در زمانهای قدیم
ننه پیرزن نون میپزید
یه روزی از همون روزا
زنبوره اومد کونشو گزید