چرا مگه من بدبخت چه گناهی کردم........
یه سری بردیمش ارایشگاه یارو میگفت بچه ی شماست.........من:کی من ...نه به خدا...:D
فکرشو بکن 20 سال اختلاف سنی داریم..........
تو ارایشگاه همه از بیرون مارو تماشا میکردن..انگار فیلم سینمایی بود.........
از اون موقع به بعد بابام گفت من دیگه اینو ارایشگاه...
وای خدای من چقدر به این دخترا بر میخوره میگی سنتون زیاده..........:D
باور نمیکنی یه پدری از بابا ننه ی من دراورده بیا و ببین.....بیچاره بابام تازه بازنشسته شده بود....
یه چیزی میگمو یه چیزی میشنوی.....باید باشی بدونی چی میکشیم......اصلا یه وضعیه...تمام کابینتا رو مادرم با طناب بسته...حتی در...
ما از ترس اینکه تشنه مون نشه اصلا بیرون نمیریم......
نمیدونی چه حالی میده....تو خونه زیر کولر...میخوابی تا ساعت 2 بعد از ظهر
اصلا این مسئولین به فکر ما جوونا هستن که تو مملکت کار پیدا نمیشه.......:D
کار پیدا کنی مجبوری بری زن بگیری................کی دوس داره از این دوران مجردی خلاص شه...:D