نتایح جستجو

  1. starone312

    دم فوتوشاپ گرم با این عکسا باحالش...

    عالییییییییی از این خیلی خوشم اومد ! http://persian-star.net/1391/8/15/photoshop/PhotoshopArt_Persian-Star.org_25.jpg
  2. starone312

    سلام ملووووووو ، مرسی خوبم تو خوبی ؟ ئه ، مرسی ، من ندیدم اصن این تایپیکو والا عکس میدادم :دی...

    سلام ملووووووو ، مرسی خوبم تو خوبی ؟ ئه ، مرسی ، من ندیدم اصن این تایپیکو والا عکس میدادم :دی ها ، حال کردی نه ؟ :دی الان راه به راه داره تو پیام خوصوصی پیشنهاد ازدواج میاد واسم ، نمیدونم چکارشون کنم :دی
  3. starone312

    تولدت مبارک :دی

    تولدت مبارک :دی
  4. starone312

    درد جامعه من...

    مرسی ، عالی بود ، یکی از بهترین تایپیکایی که دیدم ! ولی چه میشه کرد :cry:
  5. starone312

    ....... برمو بیام که تولدته و نیستی :دی

    ....... برمو بیام که تولدته و نیستی :دی
  6. starone312

    تولدت مبارک عمه رزا :دی

    تولدت مبارک عمه رزا :دی
  7. starone312

    هیچکیو به جان تووووووووو من یه تار موی احسانو با کل پسرای اینجا عوض نمیکنم ! بعله داداش ، ما...

    هیچکیو به جان تووووووووو من یه تار موی احسانو با کل پسرای اینجا عوض نمیکنم ! بعله داداش ، ما اینیم :دی
  8. starone312

    [IMG]

    [IMG]
  9. starone312

    [IMG]

    [IMG]
  10. starone312

    یک داستانِ شگفت انگیز!! دختر و پسری عاشق هم میشن و تصمیم میگیرن با هم ازدواج کنند، پدرِ دختربه...

    یک داستانِ شگفت انگیز!! دختر و پسری عاشق هم میشن و تصمیم میگیرن با هم ازدواج کنند، پدرِ دختربه شدت مخالفت می‌کنه. دختر که نمیتونه رضایت پدر رو بگیره،تصمیم میگیره که با پسر فرار کنه، پدر دختر وقتی‌ متوجّهِ موضوع می‌شه با ازدواجِ اونها موافقت می‌کنه، یک هفته قبل از عروسی‌ دختر در چاله‌ای...
  11. starone312

    دیشب رفتم رستوران تنها،رو یه میزه دو نفره نشسته بودم که یهو، یه دختر خوشتیپ آومد به طرف منو با...

    دیشب رفتم رستوران تنها،رو یه میزه دو نفره نشسته بودم که یهو، یه دختر خوشتیپ آومد به طرف منو با یه عشوه خاصی گفت:تنهای! گفتم آره،بعد تو یه لحظه، . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . صندلی خالی روبرویه منو برداشت و رفت،!! کثافططططططط
  12. starone312

    یه شب ساعت 9 بارون وحشتناکی میبارید، دوس دخترم زنگ زد گفت: همین الآن پیاده بیا ونک منم میام،...

    یه شب ساعت 9 بارون وحشتناکی میبارید، دوس دخترم زنگ زد گفت: همین الآن پیاده بیا ونک منم میام، هرکی بیشتر خیس شده بود اون عشقش بیشتره . . . . . . . . . . هیچی دیگه منم پای فیسبوک بودم یادم رفت، طفلک نمیدونم سرماخوردگیش خوب شده یا نه آخه دو ساله ندیدمش .
  13. starone312

    [IMG]

    [IMG]
  14. starone312

    [IMG]

    [IMG]
  15. starone312

    [IMG]

    [IMG]
  16. starone312

    [IMG]

    [IMG]
  17. starone312

    [IMG]

    [IMG]
  18. starone312

    [IMG]

    [IMG]
  19. starone312

    گل آوردم واست :redface: [IMG]

    گل آوردم واست :redface: [IMG]
  20. starone312

    نیستی ینی ؟ ینی نمیخوای بیایی ؟ ینی داری کار مفید انجام میدی :دی تو به این معصومی ، تشنه لب...

    نیستی ینی ؟ ینی نمیخوای بیایی ؟ ینی داری کار مفید انجام میدی :دی تو به این معصومی ، تشنه لب آرومی ، قدر عطر گلبرگ تو چقد خانومی :hate: کودکانه غمگین بی بهانه شادی ، از سکوتت پیداست که پر از فریادی ! :surprised:
بالا