نتایح جستجو

  1. هستی_101

    باشههههههه الساعهههههههه آماده میشمممممممممم

    باشههههههه الساعهههههههه آماده میشمممممممممم
  2. هستی_101

    رفتی خانومی گلم؟:cry: راستی مرسی خیلی باهات حال کردم:gol:

    رفتی خانومی گلم؟:cry: راستی مرسی خیلی باهات حال کردم:gol:
  3. هستی_101

    سلام حالا مناسبتش چیه؟ زودتر میگفتی خب؟؟ اخه این موقع؟؟ راستی زنونه نه و خانمانه!!!

    سلام حالا مناسبتش چیه؟ زودتر میگفتی خب؟؟ اخه این موقع؟؟ راستی زنونه نه و خانمانه!!!
  4. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    تا تماشای جمال خود کند نور خود در دیده ی بینا نهاد
  5. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    در دایره ی قسمت ،ما نقطه ی تسلیمیم لطف آنچه تو اندیشی،حکم آنچه تو فرمایی
  6. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    توآنبلند ترین هرمی که فرعون تخیل می تواندذ ساخت و من آن کوچک ترین مور،که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت
  7. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    روی کسی سرخ نشد بی مددلعل لبت بی تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود
  8. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    در هر نفسی که می تپی ای دل من یادت نرود اجازه از عشق بگیر
  9. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    ور ایدون که زین کار هستم گناه جهان آفرینم ندارد نگاه
  10. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    درون دلت شهربند است راز نگر تا نبیند در شهر باز
  11. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    دل ها اگر چه صاف،ولی از هراس سنگ آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت
  12. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    تو پرتو صفایی،از آن بارگاه انس هم سوی بارگاه صفا میفرستمت
  13. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم در قمار عشق ای دوست کی بود پشیمانی؟
  14. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا در دل درخت مهربانی به چه ماند ؟به سرو بوستانی نه شاخش خشک گردد روز سرما نه برگش زرد گردد روز گرما
  15. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    معاش اهل مروت بدین نسق بوده است که جان خود به مروت نثار می کردند به اتفاق ز بهر حیات یک دیگر هلاک خویش همه اختیار می کردند
  16. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    دلی کز معرفت نور وصفا دید به هر چیزی که دید اول خدا دید
  17. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    اگرچه جمله ی پرتو،فروغ حسن وی است ولی چو دیده نباشد ،کجا شود نظار
  18. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    تویی بهانه ی آن ابرها که میگریند بیا که صاف شود این هوای بارانی
  19. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    هرچند که از آینه بی رنگ تر است...از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است بشکن دل بی نوای ما را ای عشق...این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است
  20. هستی_101

    مشاعرۀ سنّتی

    تا نگردی بی خبر از جسم و جان کی خبر یابی ز جانان یک زمان
بالا