اي نازنين، اي نازنين در آينه ما را ببين
از شرم اين صدچهرهها در آينه افتاده چين
از تندباد حادثه گفتي كه جان در بردهايم
اما چهجان دربردني ديريست كه در خود مردهايم
اينجا به جز درد و دروغهمخانهاي با ما نبود
در غربت من مثل من هرگز كسي تنها نبود
عشق و شعور واعتقاد كالاي بازار كساد
سوداگران در شكل...