نتایح جستجو

  1. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  2. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  3. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  4. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  5. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  6. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  7. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  8. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  9. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  10. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  11. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  12. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  13. Comet1986

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت...

    ای رسول مهربانی! ای آبروی هر دو جهان! ای محمد! آمدی بر دروازه شهر آشتی ایستادی و دستهای بی تفاوت را به تماشای ایمان خواندی. تو آمدی قرآن را سرودی کردی و اینک به برکت شکوه تو تلاوت روشن وحی جانهای مشتاق را آفتابی می کند و به پیشواز آب و آیینه و روشنی می برد. آمدی کلید اقیانوس در دست و دست ها را...
  14. Comet1986

    مشاعرۀ سنّتی

    ما در اين عالم که خود کنج ملالي بيش نيست عالمي داريم در کنج ملال خويشتن :gol:
  15. Comet1986

    مشاعرۀ سنّتی

    مه من هنوز عشقت دل من فکار دارد تو يکي بپرس از اين غم که به من چه کار دارد
  16. Comet1986

    مرسی برادر بزرگوارم. من هم عید را به شما تبریک عرض می کنم.

    مرسی برادر بزرگوارم. من هم عید را به شما تبریک عرض می کنم.
  17. Comet1986

    سلام مرسی، من هم بسیار خوشحال شدم. فرصت کمی بود. امیدوارم باز هم این فرصت را داشته باشم. شب خوبی...

    سلام مرسی، من هم بسیار خوشحال شدم. فرصت کمی بود. امیدوارم باز هم این فرصت را داشته باشم. شب خوبی داشته باشید.
  18. Comet1986

    مشاعرۀ سنّتی

    :gol: يا رب مباد کز پا جانان من بيفتد درد و بلاي او کاش بر جان من بيفتد
  19. Comet1986

    مشاعرۀ سنّتی

    دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو مرغان باغ را به لب افسانه‌ي تو بود
  20. Comet1986

    مشاعرۀ سنّتی

    دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين به علي شناختم به خدا قسم خدا را :gol:
بالا