مجهول مانده است درمن
هزار سوال ِ بی جواب
از باد
از باران
از آب
...از آتش
از سیبی که تبعیدیِ زمین ام کرد..
از تو که بی گفت و گو
تنها مخاطب چشمانم شدی
*عليرضا باقی
پیاده رو هــای این خـیابان خــراب شده مست اند!
خیـال برشــان داشتــه !
نمـی دانند
من با هــر بارانــی
اندوه فراـموش شـده ام را
با خــود به خیابان مــی برم
و تـویـی در کــار نیـــست
مهدیه لطیفی
از لحاظ ِ قوانین علمی
عطر ِ تو نباید بماند این همه سال،
و من
نباید مست باشم از بوی تو هنوز...
از لحاظ قوانین علمی
من
زنده نیستم ....
پ-ن: چه سرشارم از عطر تو......
(از مجموعه اشعار کامران رسول زاده - نشر مروارید )