نتایح جستجو

  1. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    در هفت آسمان چو نداری ستاره ای ای دل کجا روی که بود راه چاره ای حالی نماند تا بزنی فالی ای رفیق خیری کجاست تا بکنی استخاره ای ؟
  2. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    نگاه کن که ز هر بیشه در قفس شیری ست بلوچ و کرد و لر و ترک و گیله مرد اینجاست بیا که مسئله بودن و نبودن نیست حدیث عهد و وفا می رود نبرد اینجاست
  3. Aseman Etemaad

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    من از صدای گریه ی تو به غربت بارون رسیدم تو چشات باغ بارون زده دیدم چشم تو همرنگ یه باغه تو غربت غروب پاییز مثل من ، از یه درد کهنه لبریز با تو بوی کاهگل و خاک عطر کوچه باغ نمناک زنده می شه با تو بوی خاک و بارون عطر لاله و گلابدون زنده می شه تو مثل شهر کوچک من هنوز برام خاطره سازی...
  4. Aseman Etemaad

    ممنونم مث اینکه خیلی توجه داری به اواتارا!

    ممنونم مث اینکه خیلی توجه داری به اواتارا!
  5. Aseman Etemaad

    من تو پروفایل خودت جوابتو دادم عزیز! ایشون مرحوم پدربزرگم هستند...

    من تو پروفایل خودت جوابتو دادم عزیز! ایشون مرحوم پدربزرگم هستند...
  6. Aseman Etemaad

    سلام عزیزم! ایشون مرحوم پدربزرگم هستند:cry: چطور مگه؟

    سلام عزیزم! ایشون مرحوم پدربزرگم هستند:cry: چطور مگه؟
  7. Aseman Etemaad

    دست‌نوشته‌ها

    فوق العاده می نویسی کامران! من از خوندن دست نوشته های تو واقعا لذت می برم! واقعا بهت تبریک می گم!:redface:
  8. Aseman Etemaad

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    آن روز غروب که اقاقی ها به پیشواز سکوت می رفتند کنار این پنجره غبار گرفته یادت را روی شیشه ها نقاشی کردم! باد دستانم را نوازش کرد و سر انگشتانم بوی اقاقی گرفت... **** خیالت که روبرویم می نشیند از تمام دریاها آبی تر می شوم! و بعد می توانم برای تمام خاطرات فراموش شدمان اسم...
  9. Aseman Etemaad

    شعر نو

    چهارشنبه! چهارشنبه! طعم گس چهارشنبه بوی تمشک و خاکستر عطر تنبور و فلوت! دیروز کبوتری از من سراغ تو را می گرفت گفتم ، به سمت واژه های ترد برود یادم افتاد از هفتم آسمان ندیدمت و چه قدر دلم برایت تنگ شده! من اگر نخواهم با روزهای خدا صبوری کنم چه می شود ؟ نمی دانی چه قدر دلم گرفته سه...
  10. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    لال شوم کور شوم کر شوم لیک مپندار دگر خر شوم!
  11. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل هرکجا نامه ی عشق است نشان من وتوست
  12. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    مگر خورشید و گل را کس چه گفته ست ؟ که این لب بسته و آن رخ نهفته ست ؟ مگر دارد بهار نورسیده دل و جانی چو ما در خون کشیده ؟
  13. Aseman Etemaad

    منم صنایع می خونم .... این مهم نیست!

    منم صنایع می خونم .... این مهم نیست!
  14. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    مبین کاین شاخه ی بشکسته خشک است چو فردا بنگری ، پر بید مشک است مگو کاین سرزمینی شوره زار است چو فردا در رسد ، رشک بهار است
  15. Aseman Etemaad

    نه خواهش می کنم! این چه حرفیه... همه بچه های تالار ادبیات دوستان من هستند!:D

    نه خواهش می کنم! این چه حرفیه... همه بچه های تالار ادبیات دوستان من هستند!:D
  16. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد؟ دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟
  17. Aseman Etemaad

    سلام چشم .... دستور اجرا می شه!:redface:

    سلام چشم .... دستور اجرا می شه!:redface:
  18. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    امروز نه آغاز و نه انجام جهان است ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری دانی که رسیدن هنر گام زمان است
  19. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    تو رهرو دیرینه ی سر منزل عشقی بنگر که ز خون تو به هر گام نشان است آبی که بر آسود زمینش بخورد زود دریا شود آن رود که پیوسته روان است
  20. Aseman Etemaad

    مشاعرۀ سنّتی

    تو خود چه لعبتی ای شهریار شیرین کار که در برابر چشمی و غایب از نظری
بالا