ای مسافر، که آرزوهای مرا با خود میبری
اینهمه عجله برای چیست ،از منو دنیای من آرامتر بگذر
تا با آرامش نظاره گرت باشم
بگذار از بلور اشکانم راهت را آسمانی کنم
کاش میدانستی ،رفتنت قلب مرا به دو نیم میکند
زیستن با نیمی از قلب، تن خسته من را خسته تر میکند
بگذار بار دیگرنظاره گر ،آخرین لبخند تلخت...