کلماتم را
در جوی سحر میشویم
لحظههایم را
در روشنی بارانها
تا برای تو شعری بسرایم، روشن
تا که بیدغدغه بیابهام
سخنانم را
در حضور باد
این سالک دشت و هامون
با تو بیپرده بگویم
که تو را
دوست میدارم تا مرز جنون
[IMG]
زنده باشید . در غیاب من دوستان کم نظیری هستند که دلگرمی میدند:redface:
خانومه تو خلوتش گلی در چمنزار شده (: بی یار برای یار می نویسه و به نسیم و شبنم و پروانه دل میده (:
شـــب است و در بـه در کوچـه های پـر دردم
فقیر و خسته به دنبـال دوسـت مـیـگردم
اسیـر ظلمتـم ، رفیق کـجـــــــــــا ماندی؟
من بـه اعتبار تو فانوس نیـاوردم...
(: :gol: سلام عزیزم. شبتون بخیر. خوبید؟
شبـــــــیه مه شده بـــــــــودی
نه میــــــــشد در آغوشت گرفــــــت
و نه آنســـــــــــوی تو را دیـــــــد
تنـــــــــــــها میشد در تـــــو گم شد
که شـــــــدم ...
:gol: