شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
اشكم ولی به پای عزیزان چكیده ام......خارم؛ ولی به سایهء گل ارمیده ام
با یاد رنگ و بوی تو ؛ ای نو بهار عشق....همچون بنفشه سر به گریبان كشیده ام
چون خاك؛ در هوای تو از پا فتاده ام...چون اشك؛در قفای تو با سر دویده ام
من جلوه ء شباب ندیدم به عمر خویش...از دیگران حدیث جوانی شنیده ام
اشكم ولی به پای عزیزان چكیده ام......خارم؛ ولی به سایهء گل ارمیده ام
با یاد رنگ و بوی تو ؛ ای نو بهار عشق....همچون بنفشه سر به گریبان كشیده ام
چون خاك؛ در هوای تو از پا فتاده ام...چون اشك؛در قفای تو با سر دویده ام
من جلوه ء شباب ندیدم به عمر خویش...از دیگران حدیث جوانی شنیده ام
دنیا به این بزرگی چقدر در برابر دریای دلهامان کوچک است
دلی به وسعت اندیشه آدمی که رهگذر دیار های این ماتمکده است،
کسی را گم کرده ام کسی که من است تمام هستی من است،
کسی که من آینه ی اویم؟؟؟!!!!!!!!!!!!
خودم را هم گم کرده ام در بین این همه بازی...
بازی رندانه ی زندگی،
این حرف من نیست،
این...
خوش به حالتون نمیدونم شاید این پیام رو که می نویسم شما رفته باشین ولی کاش ...// منو هم دعا کنین // منم آرزوی دوباره دیدن کربلا رو دارم ///دل تنگ کربلا شد...........................................