قبلا گفته بودم که ما یعنی اجداد ما بیشتر از 200 سال پیش کرمانشاه بودن الان دیگه اونجا نیستیم یعنی اصلا کرمانشاه ندیدمم ولی زبونمون کردی هست البته دیگه کم کم تموم میشه منم که بلدم به خاطر اینه که باباببزرگم باهامون زندگی میکرد کردی حرف میزده ولی بعد بابا بزرگم کسی دیگه نیست یعنی کم کم داره کردی...
چرا سرکه میزنم ولی نیستین شما معمولا میام میبینم تقریبا یک ربع یا نیم ساعت قبل رفتین
آره قبلا خونه بودم درروز میومدم چندبار ولی دو هفته هست که خونه نیستم صبح میرم 8شب میام
اینکه گفتم جنایت برای اولا بود برای زمانی بچگی های من ولی الان کافی هست یه مدت تو شهر باشی
کافی هست سوار اتوبوس واحد بشی کل اتوبوس پر از خواهران افغانی با فرزندان شمان وپیرزنها ی ایرانی همه ایستاده اگه به یه بچه کوچیگشون بگی بشین رو پای مامانت هم خودش هو مادرش چشم آدمو درمیاره
ولی به مراتب...
خب اولا رفتنی که باید بره
ولی مردم ایران دید بدی دارن چراکه دراولین سالهای مهجرتشون به ایران خیلی جنایت میشد بعد این باعث بد بینی ایرانی هاشد البته نباید همه به یک دید دیده بشن
ولی تو ایران توی شهر ما علاوه بر افغانی (عرب و آفریقایی)هم هست چرا مردم با اینها چنین دیدی ندرارن؟ ازقضا باهاشونم...
ممنون بابت تاپیک خوبتون
من یه چندسالی هست پرو اززیر چادر انجام میدم یکم طول میکشه ولی یه حسی بهم میگه احتیاط کن البته از دید مامانم دیونه اممممممممممممم:mad:
میگه به هرکی بگی بهت میخندههههههه:razz:
بعضی وقتها خوب بعضی وقتها بد
مثلا یه چیزی بگم به مامانم همون حرف و به بابام بگم:mad:
یا یه چیزی بگم به بابام بعضی وقتها ناراحت نمیشه همون حرف و بعضی وقتها ناراحت میشه
درکل با پدر گرامی بیشتر ناتفاهم هستیم
درمجموع میشه گفت هی بد نیستم