روح من در انتظار تو
هر سحر
بر نگاه گل سلام مي كند
هر غروب بي كسي به ياد تو
عقده را ترانه نام مي كند
روح من در انتظار تو
هر بهار آرزو
ابر بيقرار گريه مي شود
در خزان چشمهاي غمزده
از بساط غصه هاي خسته كم نمي شود
بي صداترين گلايه ي مرا
مي ستاند از دلم
يادواره هاي خوب ِ بودنت
ناگهان . . .
غمي دوباره...