آره ماری جونم پسرمه قند عسلمه...چشت روز بد نبینه خواهر وقتی اومدم تو این باشگاه دیدم یه بچه ویلونو سیلون داره تو این باشگا وول میخوره اطرافش پر بود از گرگو شغالو میمونو...هی چی بگم خواهر [IMG]
نیس منم زیادی حس مادرانم هی سر ریز میکنه زیر پروبال خودم گرفتمش...که عصای دستم بشه وقت پیری و زمین گیر...