در قافله آتش افتاده بود. طوفان عزا و بلا وزيده بود. زنان شيون مي زدند. كودكان مي گريستند و تنها عباس و اكبر بودند كه داغ ديدگان را تسلي مي دادند.
داغ نشسته بر جان امام در يك جمله بر لبان تراويد: " انا لله و انا اليه راجعون. رحمة الله عليهما ، لا خير في العيش بعد هولاء ."
داغي مرهم ناپذير بر...