نتایح جستجو

  1. salvador

    سلامت باشید باران عزیز...ممنونم.:smile::gol:

    سلامت باشید باران عزیز...ممنونم.:smile::gol:
  2. salvador

    بیماری نادری ست اینکه نگاهت به هرچه بیفتد دلت برای کسی تنگ شود...! رضا جمالی حاجیانی

    بیماری نادری ست اینکه نگاهت به هرچه بیفتد دلت برای کسی تنگ شود...! رضا جمالی حاجیانی
  3. salvador

    مرسی جالب بود... :gol::gol::gol:

    مرسی جالب بود... :gol::gol::gol:
  4. salvador

    [IMG] و زمستان آب یخی بود بر دلِ عاشق پاییز که باور کند او برنمی گردد... سید محمد عباسی

    [IMG] و زمستان آب یخی بود بر دلِ عاشق پاییز که باور کند او برنمی گردد... سید محمد عباسی
  5. salvador

    خدارو شکر که خوبین... خواهش می کنم...شما لطف دارین...ممنونم. :smile::gol::gol:

    خدارو شکر که خوبین... خواهش می کنم...شما لطف دارین...ممنونم. :smile::gol::gol:
  6. salvador

    [IMG] و زمستان آب یخی بود بر دلِ عاشق پاییز که باور کند او برنمی گردد... سید محمد عباسی

    [IMG] و زمستان آب یخی بود بر دلِ عاشق پاییز که باور کند او برنمی گردد... سید محمد عباسی
  7. salvador

    [IMG] و زمستان آب یخی بود بر دلِ عاشق پاییز که باور کند او برنمی گردد ...... سید محمد عباسی

    [IMG] و زمستان آب یخی بود بر دلِ عاشق پاییز که باور کند او برنمی گردد ...... سید محمد عباسی
  8. salvador

    مرسی، شما خوبین؟ خواهش می کنم. :smile::gol::gol:

    مرسی، شما خوبین؟ خواهش می کنم. :smile::gol::gol:
  9. salvador

    سلام مرسی از عکسای قشنگ... :smile::gol::gol:

    سلام مرسی از عکسای قشنگ... :smile::gol::gol:
  10. salvador

    آه ها بادند و با باد می روند اشک ها آب اند و به دریا می پیوندند اما به من بگو وقتی که عشق...

    آه ها بادند و با باد می روند اشک ها آب اند و به دریا می پیوندند اما به من بگو وقتی که عشق فراموش می شود به کجا می رود ؟ گوستاو آدولفو بکر
  11. salvador

    آه ها بادند و با باد می روند اشک ها آب اند و به دریا می پیوندند اما به من بگو وقتی که عشق...

    آه ها بادند و با باد می روند اشک ها آب اند و به دریا می پیوندند اما به من بگو وقتی که عشق فراموش می شود به کجا می رود؟ گوستاو آدولفو بکر
  12. salvador

    دفتر عمر مرا دست ایام ورق ها زده است زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست در خیالم اما همچنان...

    دفتر عمر مرا دست ایام ورق ها زده است زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست در خیالم اما همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز. حمید مصدق
  13. salvador

    آدم ها می گذرند آدم ها از چشم هایم می گذرند و سایه ی یکایکشان بر اعماق قلبم می افتد مگر می شود...

    آدم ها می گذرند آدم ها از چشم هایم می گذرند و سایه ی یکایکشان بر اعماق قلبم می افتد مگر می شود از این همه آدم یکی تو نباشی ؟ لابد من نمی شناسمت وگرنه بعضی از این چشم ها این گونه که می درخشند می توانند چشم های تو باشند. رسول یونان
  14. salvador

    آدم ها می گذرند آدم ها از چشم هایم می گذرند و سایه ی یکایکشان بر اعماق قلبم می افتد مگر می شود...

    آدم ها می گذرند آدم ها از چشم هایم می گذرند و سایه ی یکایکشان بر اعماق قلبم می افتد مگر می شود از این همه آدم یکی تو نباشی ؟ لابد من نمی شناسمت وگرنه بعضی از این چشم ها این گونه که می درخشند می توانند چشم های تو باشند. رسول یونان
  15. salvador

    تو که می‌دانی ، همه ندانند ، لااقل تو که می‌دانی من می‌توانم از طنین یکی ترانة ساده گریه بچینم...

    تو که می‌دانی ، همه ندانند ، لااقل تو که می‌دانی من می‌توانم از طنین یکی ترانة ساده گریه بچینم من شاعرترینم تو که می‌دانی ، همه ندانند ، لااقل تو که می‌دانی من می‌توانم از اندامِ استعاره ، حتی پیراهنی برای بابونه و ارغنون بدوزم من شاعرترینم تو که می‌دانی ، همه ندانند ، لااقل تو که می‌دانی من...
  16. salvador

    کسي چه مي داند من امروز چند بار فرو ريختم چند بار دلتنگ شدم از ديدن کسي که فقط پيراهنش شبيه تو...

    کسي چه مي داند من امروز چند بار فرو ريختم چند بار دلتنگ شدم از ديدن کسي که فقط پيراهنش شبيه تو بود گاهي اوقات حسرت تکرار يک لحظه ديوانه کننده ترين حس دنياست. ژوآن هرييس
  17. salvador

    کسي چه مي داند من امروز چند بار فرو ريختم چند بار دلتنگ شدم از ديدن کسي که فقط پيراهنش شبيه تو...

    کسي چه مي داند من امروز چند بار فرو ريختم چند بار دلتنگ شدم از ديدن کسي که فقط پيراهنش شبيه تو بود گاهي اوقات حسرت تکرار يک لحظه ديوانه کننده ترين حس دنياست. ژوآن هرييس
  18. salvador

    تو که می‌دانی ، همه ندانند ، لااقل تو که می‌دانی من می‌توانم از طنین یکی ترانة ساده گریه بچینم...

    تو که می‌دانی ، همه ندانند ، لااقل تو که می‌دانی من می‌توانم از طنین یکی ترانة ساده گریه بچینم من شاعرترینم تو که می‌دانی ، همه ندانند ، لااقل تو که می‌دانی من می‌توانم از اندامِ استعاره ، حتی پیراهنی برای بابونه و ارغنون بدوزم من شاعرترینم تو که می‌دانی ، همه ندانند ، لااقل تو که می‌دانی من...
  19. salvador

    گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق می شوند بجای شمع گرد ِ چراغهای ِبے احسا س خیابان می میرند...

    گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق می شوند بجای شمع گرد ِ چراغهای ِبے احسا س خیابان می میرند... نیلوفر ثانی :gol:
  20. salvador

    می بینی چه شب ساکتی است، انگار هیچکسی در دنیا نیست ! یا شاید: من در دنیای هیچکس نیستم... "...

    می بینی چه شب ساکتی است، انگار هیچکسی در دنیا نیست ! یا شاید: من در دنیای هیچکس نیستم... " ایگور استراوینسکی"
بالا