نتایح جستجو

  1. رجایی اشکان

    🔺️🔻 عکس نوشته ها

  2. رجایی اشکان

    🔺️🔻 عکس نوشته ها

  3. رجایی اشکان

    گاهی دلتنگی شبیه دیدن عکسی قدیمی میان آلبوم خانوادگیست، شبیه پیداکردن نوشته ای غبارگرفته از زیر...

    گاهی دلتنگی شبیه دیدن عکسی قدیمی میان آلبوم خانوادگیست، شبیه پیداکردن نوشته ای غبارگرفته از زیر فرش های کفِ اتاق، چیزی مانند بوی کمرنگِ عطر از شیشه ی خالی ادکلن مورد علاقه ات، دیدن شاخه گلی خشک میان صفحات کتاب قطوری که مدت ها بازش نکرده ای، خواندن دوباره ی کارت پستالهای نَم کشیده و ملاقات اتفاقی...
  4. رجایی اشکان

    افرین به حبیب اقا آدمای این دوره زمونه کم هستند مثل حبیب اقا;)

    افرین به حبیب اقا آدمای این دوره زمونه کم هستند مثل حبیب اقا;)
  5. رجایی اشکان

    گاهی دلتنگی شبیه دیدن عکسی قدیمی میان آلبوم خانوادگیست، شبیه پیداکردن نوشته ای غبارگرفته از زیر...

    گاهی دلتنگی شبیه دیدن عکسی قدیمی میان آلبوم خانوادگیست، شبیه پیداکردن نوشته ای غبارگرفته از زیر فرش های کفِ اتاق، چیزی مانند بوی کمرنگِ عطر از شیشه ی خالی ادکلن مورد علاقه ات، دیدن شاخه گلی خشک میان صفحات کتاب قطوری که مدت ها بازش نکرده ای، خواندن دوباره ی کارت پستالهای نَم کشیده و ملاقات اتفاقی...
  6. رجایی اشکان

    تـو زنـدگـے هیـچے یـاد نـگرفـتہ باشـم یہ چـــــیزو خـوب فهـــــمیدم...!! اونـم ایـنڪہ هـرڪـــــے...

    تـو زنـدگـے هیـچے یـاد نـگرفـتہ باشـم یہ چـــــیزو خـوب فهـــــمیدم...!! اونـم ایـنڪہ هـرڪـــــے سـنـگدل تَـره بَـرنـدس...!!!!
  7. رجایی اشکان

    آخرین ستاره بر شانه های این شب بی ستاره تشییع می شود چه فرق می کند کجا به هر حال چشمهای توست که...

    آخرین ستاره بر شانه های این شب بی ستاره تشییع می شود چه فرق می کند کجا به هر حال چشمهای توست که می چکد آرزو_نوری
  8. رجایی اشکان

    اپراتور هاى به درد نخور! اينهمه سال گذشته هنوز ياد نگرفتن قابليت هاى جديد ارائه بدن ! اگر من...

    اپراتور هاى به درد نخور! اينهمه سال گذشته هنوز ياد نگرفتن قابليت هاى جديد ارائه بدن ! اگر من رئيس يه شركت مخابراتى بودم، خدمات جالبى براى كاربراى متقاضى سيم كارت هام ارائه ميدادم، همون اول موقع خريد يه تست تعيين ميزان غرور انجام ميشد كه نشون بده خريدار آدمه مغروريه يا نه ! بعد همون موقع ها كه...
  9. رجایی اشکان

    یک جرعه کتاب..

    شما مردها تکلیف تان با حس ها و بالا و پایین تنه تان روشن است. از خودمان ایراد می گیرم. از ما زن هایی که این قدر راحت در مقابل خواسته های خوب و بد شما وا می دهیم. همیشه با دوستان فمینیستم سرِ این بحث می کنم که مقصر خودمانیم. جایی که پدر، شوهر و برادر مجبورمان می کنند کاری خلاف میل باطنی مان...
  10. رجایی اشکان

    شب می آید و پس از شب ، تاریکی پس از تاریکی چشمها دستها و نفس ها و نفس ها و نفس ها... و صدای آب...

    شب می آید و پس از شب ، تاریکی پس از تاریکی چشمها دستها و نفس ها و نفس ها و نفس ها... و صدای آب که فرو می ریزد قطره قطره قطره از شیر. بعد دو نقطه سرخ از دو سیگار روشن تیک تاک ساعت و دوقلب و دو تنهایی..! فروغ_فرخزاد
  11. رجایی اشکان

    شب می آید و پس از شب ، تاریکی پس از تاریکی چشمها دستها و نفس ها و نفس ها و نفس ها... و صدای آب...

    شب می آید و پس از شب ، تاریکی پس از تاریکی چشمها دستها و نفس ها و نفس ها و نفس ها... و صدای آب که فرو می ریزد قطره قطره قطره از شیر. بعد دو نقطه سرخ از دو سیگار روشن تیک تاک ساعت و دوقلب و دو تنهایی..! فروغ_فرخزاد
  12. رجایی اشکان

    شب می آید و پس از شب ، تاریکی پس از تاریکی چشمها دستها و نفس ها و نفس ها و نفس ها... و صدای آب...

    شب می آید و پس از شب ، تاریکی پس از تاریکی چشمها دستها و نفس ها و نفس ها و نفس ها... و صدای آب که فرو می ریزد قطره قطره قطره از شیر. بعد دو نقطه سرخ از دو سیگار روشن تیک تاک ساعت و دوقلب و دو تنهایی..! فروغ_فرخزاد
  13. رجایی اشکان

    شب می آید و پس از شب ، تاریکی پس از تاریکی چشمها دستها و نفس ها و نفس ها و نفس ها... و صدای آب...

    شب می آید و پس از شب ، تاریکی پس از تاریکی چشمها دستها و نفس ها و نفس ها و نفس ها... و صدای آب که فرو می ریزد قطره قطره قطره از شیر. بعد دو نقطه سرخ از دو سیگار روشن تیک تاک ساعت و دوقلب و دو تنهایی..! فروغ_فرخزاد
  14. رجایی اشکان

    یک روز . . . یک جا . . . یک لحظه . . . دل میدهی . . . چند روز که بگذرد . . . هر روز . . . هرجا ...

    یک روز . . . یک جا . . . یک لحظه . . . دل میدهی . . . چند روز که بگذرد . . . هر روز . . . هرجا . . . هر لحظه . . . جان میدهی . . . یک روز اشتباه میکنی . . . دل میدهی . . . هر روز . . . تاوانش را میدهی . . .
  15. رجایی اشکان

    یک روز . . . یک جا . . . یک لحظه . . . دل میدهی . . . چند روز که بگذرد . . . هر روز . . . هرجا ...

    یک روز . . . یک جا . . . یک لحظه . . . دل میدهی . . . چند روز که بگذرد . . . هر روز . . . هرجا . . . هر لحظه . . . جان میدهی . . . یک روز اشتباه میکنی . . . دل میدهی . . . هر روز . . . تاوانش را میدهی . . .
  16. رجایی اشکان

    یک روز . . . یک جا . . . یک لحظه . . . دل میدهی . . . چند روز که بگذرد . . . هر روز . . . هرجا...

    یک روز . . . یک جا . . . یک لحظه . . . دل میدهی . . . چند روز که بگذرد . . . هر روز . . . هرجا . . . هر لحظه . . . جان میدهی . . . یک روز اشتباه میکنی . . . دل میدهی . . . هر روز . . . تاوانش را میدهی . . .
  17. رجایی اشکان

    از چهارشنبه سوریِ سُر خورده در آتش پارگیِ چشمانت... تا خانمان سوزیِ شیطنت های تو..، هیچ شعری از...

    از چهارشنبه سوریِ سُر خورده در آتش پارگیِ چشمانت... تا خانمان سوزیِ شیطنت های تو..، هیچ شعری از پسش بر نخواهد آمد، حسِ خود سوزی را که در باورم لانه کرده است.. شبیه آتشی که زبانه اش نای چانه زدن نداشت، سرخی ات را به شعله شعله ام جولان می دادی، که آتش را به شعر می کشیدی و شاعر را به بطالت.. آتش که...
  18. رجایی اشکان

    مےسوختم و گرمِ صبورے بودم هیزم هیزم ، آتشِ دورے بودم مےدید که مےسوزم و از من رد شد من آتشِ...

    مےسوختم و گرمِ صبورے بودم هیزم هیزم ، آتشِ دورے بودم مےدید که مےسوزم و از من رد شد من آتشِ چارشنبه سورے بودم ... احسان_پَرسا
  19. رجایی اشکان

    خلوتی با خدا

    با توام، با تو خدا یک کمی معجزه کن چند تا دوست برایم بفرست پاکتی از کلمه جعبه‌ای از لبخند نامه‌ای هم بفرست کوچه‌های دل من باز خلوت شده است قبل از اینکه برسم دوستی را بردند یک نفر گفت به من: باز دیر آمده‌ای دوست قسمت شده است با توام، با تو خدا یک دل قلابی یک دل خیلی بد چقدر می‌ارزد؟ من که هرجا...
بالا