نتایح جستجو

  1. گلابتون

    خواهش ميكنم رضا جان قابلي نداشت ...ميدونم كه جبران محبتهاي شما نميشه.... [IMG]

    خواهش ميكنم رضا جان قابلي نداشت ...ميدونم كه جبران محبتهاي شما نميشه.... [IMG]
  2. گلابتون

    [IMG]

    [IMG]
  3. گلابتون

    اي جاااااااان...گل پسر خودمي...عيب نداره مادر ..واسه من همون كارنامه ات جبران همه مافات رو...

    اي جاااااااان...گل پسر خودمي...عيب نداره مادر ..واسه من همون كارنامه ات جبران همه مافات رو ميكنه...بپررررررررررر [IMG]
  4. گلابتون

    اي بابا ..اينجا چه خبره محمدرضا چند وقتي نبودم ...از چيزي خبر ندارم..چرا اينجا كن فيكون شده...

    اي بابا ..اينجا چه خبره محمدرضا چند وقتي نبودم ...از چيزي خبر ندارم..چرا اينجا كن فيكون شده... :surprised: :cry:
  5. گلابتون

    وااي آدم روحش تازه ميشه با اين گلها...مرسي آبجي جووووووووووووووون... [IMG] [IMG]

    وااي آدم روحش تازه ميشه با اين گلها...مرسي آبجي جووووووووووووووون... [IMG] [IMG]
  6. گلابتون

    فدات بشم عسلم ..منم خوبم خانوم طلا... [IMG]

    فدات بشم عسلم ..منم خوبم خانوم طلا... [IMG]
  7. گلابتون

    ههههههه عيد تو هم مبارك داداشي..:w23: [IMG]

    ههههههه عيد تو هم مبارك داداشي..:w23: [IMG]
  8. گلابتون

    مسابقه *** هركي گفت اين چه گياهيه ...؟

    فالانوپسيس يا اركيده شاپركي... كه اين نوعش احتمالا فالانوپسيس لب ماتيكي بايد باشه... البته اگه اشتباه نكنم...كه خيلي هم كميابه...درسته كاكتوس جان؟ ممنونم هوگان جان...شما لطف داري عزيز. :gol:
  9. گلابتون

    نقد "روزگار مهري و مهران"

    فدات بشم...پيشنهادي نداري خانومي؟؟البته خيلي به عاقبت اين ماجرا هم مطمئن نباش...دنيا بالا و پايين زياد داره...:redface::gol::heart:
  10. گلابتون

    خوبه والا...پسرم پسرهاي قديم :surprised: [IMG] حميدددددددددددد چهل و هفت روزه من نبودم...

    خوبه والا...پسرم پسرهاي قديم :surprised: [IMG] حميدددددددددددد چهل و هفت روزه من نبودم... [IMG] حالا من هيچي نميگم و گله نميكنم...بازم تو طلبكاري...عجبا... [IMG] خوبه والا...دلم قد يه دنيا شكست...هي روزگاررررررر [IMG] باشه عيب نداره هميشه گذشت از بزرگتره...باشه مادر قدمت سرچشم خوش...
  11. گلابتون

    سلام مامان گلاب ... شرمنده اصلا یادت نکردماااااا (عجب روزگاریه) . . . . :cry: :cry: :cry...

    سلام مامان گلاب ... شرمنده اصلا یادت نکردماااااا (عجب روزگاریه) . . . . :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry: :cry:
  12. گلابتون

    خوبه پيشرفت خوبي داري..با آيس پگ هم موافقم البته از نوع پسته ايي.... [IMG] ولي راه چاره...

    خوبه پيشرفت خوبي داري..با آيس پگ هم موافقم البته از نوع پسته ايي.... [IMG] ولي راه چاره نداري...همچنان...كووووفت... [IMG]
  13. گلابتون

    ايول اون لواشكها و آلوچه ها رو پايه ام... :w11: حالا شايد بتونم يه تجديد نظري بكنم... :twisted...

    ايول اون لواشكها و آلوچه ها رو پايه ام... :w11: حالا شايد بتونم يه تجديد نظري بكنم... :twisted: بايد ببينم چي پيش مياد... [IMG] البته كماكان...كووووفت... [IMG]
  14. گلابتون

    سلام محمدرضا جان...ببخشيد دير جواب دادم...داشتم داستان مينوشتم متوجه پيامهاي پروفايلم...

    سلام محمدرضا جان...ببخشيد دير جواب دادم...داشتم داستان مينوشتم متوجه پيامهاي پروفايلم نشدم...شرمنده عزيز... عيد شما هم مبارك...خوبي عزيز ..خوش ميگذره..؟ [IMG]
  15. گلابتون

    روزگار مهري و مهران

    محسن با يه قدم پريد تو كابين...كابين شروع به تلو تلو خوردن كرد...منم با احتياط ميله كنار كابين رو گرفتم تا برم بالا ..همين موقع بود كه بخاطر سنگيني كه به يه طرف كابين وارد شده بود ...نوسان كابين بيشتر شد و نزديك بود كه بيفتم كه محسن با يه حركت دست ديگه منو محكم گرفت و كشيد داخل كابين..و متصدي در...
  16. گلابتون

    روزگار مهري و مهران

    مهريم كه يه ذره شبيه موقعهايي شده كه از دستم عصبانيه ميگه : من كه ميرم سوار تله كابين شم ... من و محسن و فرنوش يه لبخندي دور از چشم مهري ميزنيم و ميگم : محسن مواظب مهري باشيا محسنم برامون دست تكون ميده : باشه ميريم تا ايستگاه 5 و بر ميگرديم پيداتون ميكنيم ، فعلا" و از همديگه موقتا" جدا ميشيم...
  17. گلابتون

    روزگار مهري و مهران

    روي كاناپه توي هال دراز ميكشم ... - قربون دست داداش داري ميري اون برق رو هم خاموش كن... - باشه آبجي..چيزي نميخواي - نه داداش.. - زود برميگردم...آبجي حواست به فرنوش باشه.... - چشم خيالت راحت... خيلي بي حوصله بودم...اونقدر بغض داشتم كه گلوم درد گرفته بود...چه فاجعه ايي چه بدبختيي..اصلا باورم نميشه...
  18. گلابتون

    نقد "روزگار مهري و مهران"

    فدات بشم زهرا جون من ديگه اومدم...شرمنده كه اينقدر در روند داستان اختلال ايجاد شد ايشالا يه كم سرم خلوت بشه سرعتش رو بيشتر ميكنيم...داداش مهران هم دست تنها سختش بوده ادامه بده... ممنون از نظراتت خيلي در روند داستان ميتونه كمكمون كنه... ميدوني زهرا جون اين داستان تقريبا داره في البداهه پيش...
  19. گلابتون

    تو كه ميدوني من اهل شيريني جات نيستم...پس يه فكر ديگه كن.. فايده نداشت... [IMG]

    تو كه ميدوني من اهل شيريني جات نيستم...پس يه فكر ديگه كن.. فايده نداشت... [IMG]
  20. گلابتون

    [IMG]

    [IMG]
بالا