محسن با يه قدم پريد تو كابين...كابين شروع به تلو تلو خوردن كرد...منم با احتياط ميله كنار كابين رو گرفتم تا برم بالا ..همين موقع بود كه بخاطر سنگيني كه به يه طرف كابين وارد شده بود ...نوسان كابين بيشتر شد و نزديك بود كه بيفتم كه محسن با يه حركت دست ديگه منو محكم گرفت و كشيد داخل كابين..و متصدي در...