[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
[IMG]
با من سخن بگو ...
من صدای تو را می شنوم ...
صدای گریه های تو را می شنوم ...
صدای تو از میان تاریکی ها می گذرد ...
ابرها را در می نوردد ...
با نور ستارگان در می آمیزد ...
و با انوار خورشید به من می رسد ...
.
.
.
نامه ای از خدا به تو !
هر شب که می خواهم بخوابم
می گویم
صبح که آمدی با شاخه ای گل سرخ
وانمود می کنم
هیچ دلتنگ نبوده ام ...
صبح که بیدار می شوم
می گویم
شب٬ با چمدانی بزرگ می آید !!!
و دیگر
نمی رود ...!