قطاری را که میخواستم ببینم
رفته بود ...
انگار تمام وقتم را
صرف سوار و پیاده شدن کردم !
فکرم را فروختم ...
رویاهایم را بخشیدم ...
و فردا به جستجوی
فردا خواهم رفت !
تا آن زمان ...!
ممنون خيلي خيلي زيبا بودن ...:gol:
هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم :
نخست ، وقتی دیدمش که به پستی تن می داد تا بلندی یابد.
دوم ، آن گاه که در برابر از پاافتادگان ، می پرید.
سوم ، آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید.
چهارم ، آن که گناهی مرتکب شد و با یادآوری این که دیگران...