یادم نیست . برام تعریف کردن چون من اصلا یادم نمیاد. بابام میگه اون کاهنه اون موقع بالای 100 سال عمر داشته . بچه ها می ترسیدن برن نزدیکش ولی من یک کاره رفتم پیشش و بهش خندیدم . اونم خوشش اومده
باغ ما نزدیک همون جنگل ابره که برات عکساشو گذاشتم . اون یکی هم خیلی نزدیک شاهروده جوری که دیگه تقریبا جز شهره توش یک تنور داریم و یک باربکیو دهاتی . عاشق نون ده با بوی هیزم در حال سوختنم
اگر نتوان آزادي و عدالت را يک جا داشت و من مجبور باشم ميان اين دو يکي را
انتخاب کنم آزادي را انتخاب مي کنم تا بتوانم به بي عدالتي اعتراض کنم.
آلبر کامو