:biggrin:
زین پس با یک پلاک کارت میرم و روش مینویسم شما گفتین که "تشنج بدم به مراسم":دی
واقعا؟
پس هنوز کنارنیومدین بااون...
واوووووووووووووو یادم نبود
من برم اسمونیا ببینم اپدیته یانه....
ای بابا :دی
منظورم یک چیزی که بشه اذیتتون کرد
خیلی روراستین:دی
چشم انشاله اگه بودم
اخه من و دودوستم بودیم....فقط ماسه تا دست میزدیم و همراهی میکردیم
بقیه خواب بودن:دی
کلا شهرعجیبیه شهردانشجوییم...کلی مسخره بازی و اینا....
فکرکنم دیگه مارو نذارن بریم مراسمهاشون:)