هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری//میبرمد از او دلم چون دل تو ز مقذری
مرد چو گوهری بود قیمت خویش خود کند//شاد نشد به شحنگی هیچ قباد و سنجری
عشق و نیاز و بندگی هست نشان زندگی//در طلب تجلیی در نظری و منظری
آب حیات جستنی جامه در آب شستنی//بر در دل نشستنی تا بگشایدت دری
در طرب و معاشقه در نظر و...