ها ببر....فوقش شب تو کوچه میخوابی:D
منوچهر کیه؟؟؟؟:surprised:
مامان من از حیوون خونگی بدش میاد جز پرنده...کبک داشتم...یکیش مرد..افتاد تو بشکه آب...تو زمستون
یکی دیگشم تنها بود...دلم نیومد نگهش دارم:cry:
ای بابا...
من یه مار تو الکل داشتم
یه روز نبود گرفته بودمش
مامانم پرتش کرد بیرون
هدیه ی بابای دوستم بود:razz: به مناسبت تولدم
این مامانا چه ها که نمیکنن
یعنی تا حالا چشم دیدن نداشتم؟؟؟یعنی کور بودم؟؟؟:surprised:
یا از بد اقبالی و بد سگالی بوده(بد سگال رو یادمه دبیرستان خوندم ...همون بداقبالی بود نه؟؟؟):surprised:
نه عزیز....اشنایی با من افتخار میخواد:razz::D