نتایح جستجو

  1. MEMOL...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ مهربانی را ! ... امروز خواستم از خودم بنویسم اما نشد ! خواستم از تو بنویسم که ناگهان اشک ریختم و دستانم لرزید ! تو خوب می دانی که آسمان من بارانیست ... تو خوبتر می دانی که نیازم به تو ابدیست...
  2. MEMOL...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ مهربانی را ! ... امروز خواستم از خودم بنویسم اما نشد ! خواستم از تو بنویسم که ناگهان اشک ریختم و دستانم لرزید ! تو خوب می دانی که آسمان من بارانیست ... تو خوبتر می دانی که نیازم به تو ابدیست...
  3. MEMOL...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ مهربانی را ! ... امروز خواستم از خودم بنویسم اما نشد ! خواستم از تو بنویسم که ناگهان اشک ریختم و دستانم لرزید ! تو خوب می دانی که آسمان من بارانیست ... تو خوبتر می دانی که نیازم به تو ابدیست...
  4. MEMOL...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ مهربانی را ! ... امروز خواستم از خودم بنویسم اما نشد ! خواستم از تو بنویسم که ناگهان اشک ریختم و دستانم لرزید ! تو خوب می دانی که آسمان من بارانیست ... تو خوبتر می دانی که نیازم به تو ابدیست...
  5. MEMOL...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ مهربانی را ! ... امروز خواستم از خودم بنویسم اما نشد ! خواستم از تو بنویسم که ناگهان اشک ریختم و دستانم لرزید ! تو خوب می دانی که آسمان من بارانیست ... تو خوبتر می دانی که نیازم به تو ابدیست...
  6. MEMOL...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ مهربانی را ! ... امروز خواستم از خودم بنویسم اما نشد ! خواستم از تو بنویسم که ناگهان اشک ریختم و دستانم لرزید ! تو خوب می دانی که آسمان من بارانیست ... تو خوبتر می دانی که نیازم به تو ابدیست...
  7. MEMOL...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ مهربانی را ! ... امروز خواستم از خودم بنویسم اما نشد ! خواستم از تو بنویسم که ناگهان اشک ریختم و دستانم لرزید ! تو خوب می دانی که آسمان من بارانیست ... تو خوبتر می دانی که نیازم به تو ابدیست...
  8. MEMOL...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ...

    [IMG] معبودم ... گاهی آنقدر واقعیت داری که سرم به یک تکه ابر سجده می برد و توقع دارم از سنگ مهربانی را ! ... امروز خواستم از خودم بنویسم اما نشد ! خواستم از تو بنویسم که ناگهان اشک ریختم و دستانم لرزید ! تو خوب می دانی که آسمان من بارانیست ... تو خوبتر می دانی که نیازم به تو ابدیست...
  9. MEMOL...

    [IMG]

    [IMG]
  10. MEMOL...

    گفتگوهای تنهایی

    رنگ یعنی چشمانت ... هرچند . . . سهم من نرسیدن بود !
  11. MEMOL...

    دیر آمدی! خیلی دیر...

    دو دقیقه و چهل و نه ثانیه ! تقاص تمام لحظه های بی تو ... آرام بودم انگار !!!
  12. MEMOL...

    برای تو می نویسم

    از دور هم دورتر ... هر روز فاصله ام با تو ... از دور نزدیک تر ... حس در آغوش کشیدنت ... از نزدیک هم نزدیک تر ... هر لحظه از دست دادنت ... در حسرت بوئیدنت ... در آرزوی بودنت ... باز هم ... از خودم ، رویای کودکی و تمام آنچه به تو می انجامد ... هر روز دورتر و دورتر ...
  13. MEMOL...

    در فقدان به اوج می رسم .

    ببین ته این بازی تلخ ... هیچ به هیچ ، من بردم !!!
  14. MEMOL...

    رد پای احساس ...

    مدتی است رفته ای ... من اما خودم را میان هیاهوی شهر پنهان کرده ام ... شاید از یادت ببرم لحظه ای ! وقتی کم کم به آخر می رسد ، نفس هایم در هوای بودن تو ... باز حرف دلم این است : کاش ... کاش بدانی یاد تو بی وجودت زیبایت سخت و نفس گیر است ...!
  15. MEMOL...

    رفتن...

    از نبودن تو تا شبهایی که به یادت سحر نشد ... از زخم هایی که به جانم افتاده است تا لحظه ی خواستن چشمهایت راهی نمانده است ... اما بی تو آرزوهایم خفه شده اند ! ذره ذره جان دادند تا به اینجا که نیستی برسم ... مثل همین لحظه که می نویسم برایت من مانده ام با یادی که از حضورت ساخته ام...
  16. MEMOL...

    آرزوهای گمشده...

    بگذار سرنوشت هر راهي که مي خواهد برود ! ما راهمان جداست ... اين ابرها تا ميتوانند ببارند ... ما چترمان خداست ...!
  17. MEMOL...

    سلام عزیزم. خوبم خدا رو شکر... اگه پیدا کردم برات میذارم حتما:heart: مواظب خودت باش:gol:

    سلام عزیزم. خوبم خدا رو شکر... اگه پیدا کردم برات میذارم حتما:heart: مواظب خودت باش:gol:
  18. MEMOL...

    ممنون یه دنیاااا خیلی خوبی یوحنا جونم:heart:

    ممنون یه دنیاااا خیلی خوبی یوحنا جونم:heart:
  19. MEMOL...

    :gol:

    :gol:
  20. MEMOL...

    خواهش میکنم عزیزم یه دنیاااااااااا ممنون. توکل به خدا...:gol:

    خواهش میکنم عزیزم یه دنیاااااااااا ممنون. توکل به خدا...:gol:
بالا