خیلی بامزه بود عکست..
البته این دخترای پایینی اونقدر تحصیلکرده ان که واقعا خجالت نکشیدن ها.. فقط یه خورده از نومزداشون میترسیدن.. یه ذره.. قدر نصف نخود یعنی لپه
[IMG]
قیز من مال عهد بوق و کرنا هستم سلیقه من باب میل زلیخا و خاله خدیجه است شاید.. من یه پام لب گوره و با دستم تنه درخت بالا سر اون یکی قبر رو گرفتم... هر کس روحیات خودش رو داره فرت میکنه بیرون..
آللاهآللاه بیا درستش کن این قضیه رو
بیا عکس تر و تلازه اگه میخوای
[IMG][IMG]
ملینااااا
فیبر نوری این منطقه قطع شده بود..
له له دیدن دوستان بودم.. با خانم نشسته بودیم و زانوی غم به بغل گرفته بودیم.. اون البته معتادش نیستا ولی بخاطر من ناراحت بود..
میگفت مرد بر برا خودت وایرلس بخر و با دخی ها بچت... گفتم زن من فقط میخوام کارای علمی بکنم بابام جان
1000 بار چشاتو باز کنی و ببندی جشن من اون روز میشه.. فعلا یه شیرینی کوچولو میخوریم که پیش در و همسایه حرف در نیارن برامون.. میدونی که ملت چجورین.. بعدشم که یه ماه میخوایم بریم ماه عسل.. فکر کنم باید بتونم اونجا یه جشن کوچولو بگیرم..