لاله رویی بر گل سرخی نگاشت :
کز سیه چشمان نگیرم دلبری
از لب من ، کس نیابد بوسه یی
وز کف من ، کس ننوشد ساغری
تا نیفتد پایش اندر بندها
یاد کرد آن تازه گل سوگندها
ناگهان ، باد صبا دامن کشان
سوی سرور و لاله و شمشاد رفت
فارغ از پیمان نگشته نازنین
کز نسیمی ، برگ گل بر باد رفت
خنده زد گل بر رخ...