تمام کودکي من
عروسکي شد
از جنس کاغذ ...
و من آن را با ترديد
به انتظار آويختم
در آن لحظه نابود
و امروز؛
در نقطه پيوند نگاه
و ابهام وجود
و از ميان همهمه عبور
من،
عروسک کاغذي ام را مي خوانم !
که تمام کودکي من
عروسکي شد
عروسکي کاغذي
در دستان باد
آويخته به انتظار
و من
آنرا با چشمهاي بسته
به تماشا...