برای خودم ...
برای خودم ...
بیهوده اشک می ریزی !
آنکه چنین دوست می داشتی
سایه لرزان مترسکی بود
در باد ...
ای کاش پرواز کلاغ ها را دیده بودی
وقتی چنان عاشقانه به سویش می دویدی ...
حالا ...
بیهوده اشک می ریزی
کلاغ ها رفته اند ...
مزرعه خالی ست ...
و مترسک
پوشالی ...!