اینجوری که تو میگی ......بیس در کار نیس .........پس شکممو صابون نزنم .....
عب نداره ..منم بعضی در سام اینطوری بود ......بعدا میگی حرص چی رو میخوردم ..مهم قبولیه ناناز .......حالا چه 12 باشه چه 20 آخرش قبولی با قبولیشهم خوشحالی ....فقط در یه حال دلت میسوزه بخونی ونشه ..
جالبه مامانم هم باورش نمیشه من دارم درس میخونم هی میاد ...شروع میکنه حرف زدن .....
از خونه فرار کردم ...........بدتر شد ..جامعه اس ما داریم ..........والا با این پارکاشون .
عزیز دلم دعا اگه ممکنه یادت نره برام .
ان شالا ....
یکم نگرانم اما نه زیاد ..
یه چیزی بگم بهت ....فضا دیروز رفتم تو پارک درس بخونم ...
یه چار تا از این پسر الافها اومدن پشتم ........
یه پسر دختره هم اومدن جلوم نشستن .....
آقا مگه شد بخونم ......
حالا فکرشو بکن ..
دختر پسره از اون .....:eek:
پسرهام شیطون .:confused:
هی به خودم میگفتم...
سلام .مرسی خانمی .تو خوبی ..خوش میگذره .؟
بیخیال آزاد شدم تو هر سایتی میرم اول نوشته رایگان بعد میری جلو یقه رو میگیره ..پول میخواد فقط سراسری ها رو خوندم ..یه دونه مونده فردا میخونم .شنبه کنکور دارم ...بعد از ظهر ..........
:biggrin:
دیدی مهمونی میری غذا کمتر میخوری بعد که میری تو آشپزخونه هی ناخونک میزنی مال این تریین هاس دیگه ..کسی روش نمیشه دس بزنه .....من که همینجوری مدل پخش میذارم جلوشون ...هم من راحت ترم هم اونا ....:smile: