آورده اند که درعهد ماضی ، قاضیی بود و پسری داشت جوان ، عالم و متقی . ازاتفاق آن جوان را وفات رسید . پدر در وفات او بسوخت و جزع بسیار می کرد و به هیچ نوع صبر و سکون در دل او جای نمی گرفت و نیز به مجلس حکم[ داوری و قضاوت ] نمی نشست و کارهای مسلمانان مهمل می ماند . ترسایی [ مسیحی] به نزدیک او در...