نتایح جستجو

  1. eksir

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    این جور که می‌بریم تا کی؟ وین صبر که می‌کنیم تا چند؟
  2. eksir

    عصر ما...............................

    افرين بر تو اي دوست عزيز كه درك بالايي داري
  3. eksir

    غزل و قصیده

    عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست هر که با شاهد گلروی به خلوت بنشست نتواند ز سر راه ملامت برخاست که شنیدی که برانگیخت سمند غم عشق که نه اندر عقبش گرد ندامت برخاست عشق غالب شد و از گوشه نشینان صلاح نام مستوری و ناموس کرامت برخاست در گلستانی کان...
  4. eksir

    رباعی و دو بیتی

    از صحبت خلق سخت دلتنگ شدم وز دمها چون آینه در زنگ شدم بس نام نکوی بی مسمی دیدم از نام نکوی خویش در ننگ شدم
  5. eksir

    مشاعرۀ سنّتی

    تا بکی این نفس کافر کیش کافرتر شود تا بچند این دیدهٔ بی شرم ننگ سر شود
  6. eksir

    رباعی و دو بیتی

    مغرور بعلم خود مشو مست مباش نزد علما نیست شو و هست مباش در حضرت دوستان حق پستی کن نزد دشمن بلند شو پست مباش
  7. eksir

    غزل و قصیده

    در پردهٔ عاشقی نهان کیست در جلوهٔ دلبری عیان کیست حسن و احسان چو جمله از تست محبوب بجز تو در جهان کیست نگذاشت چو غیرت تو غیری ما و من و او و این و آن کیست عاشق چو توئی عشق و معشوق لیلی که وقیس در جهان کیست عالم چو ثنای تست یکسر آن مثنی بی لب و دهان کیست مثنی توئی و ثناء...
  8. eksir

    مشاعرۀ سنّتی

    تا نگذرد زنام سزاوار نام نیست تا معترف به نقص نباشد تمام نیست
  9. eksir

    تک بیتی های ناب وپرمعنا

    قفس تنگ فلك، جاي پر افشاني نيست يوسفي نيست در اين مصر كه زنداني نيست
  10. eksir

    اشعار و نوشته هاي عاشقانه

    آن عشق که دیده گریه آموخت ازو دل در غم او نشست و جان سوخت ازو امروز نگاه کن که جان و دل من جز یادی و حسرتی چه اندوخت ازو
  11. eksir

    غزل و قصیده

    فيض فيض رازها با اهل گفتن زاهل عرفان خوش نماست یار یکدیگر شدن از قوم و خویشان خوش نماست نصرت دین حق و در درد بودن متفق زاهل علم و پیشوایان و فقیهان خوش نماست این فقیهان مجادل از کجا حکمت کجا درس وبحث وعلم وحکمت ازحکیمان خوش نماست خواندن قرآن و فهمیدن به آواز حزین با خضوع جان و تن...
  12. eksir

    شعر نو

    اینجا نه شادی است نه غم نه عزا نه سرور دستارک سپیدش را در جویبار باد پلشتی می شوید دزدان رستگاری پاییز های روح سبزینه و طراوت هر باغ و بوته را در غارت شبانه ی خود پاک می برند کنون کاین محتسب کجال تماشا نیم دهد میخانه ی کدام حریفی پیمانه ای دوباره از آن باده ی زلال این جمع تشنگان و...
  13. eksir

    رباعی و دو بیتی

    فيض كاشاني فيض كاشاني يا رب تو مرا بخواهش من مگذار جان را بهوای طاعت تن مگذار جان صاف کش میکده تقدیس است معتاد صفا بدردی من مگذار
  14. eksir

    مشاعرۀ سنّتی

    اشکهای گرم ما راههای سرد ما کسی نداند کز کجا آید مگر هم درد ما
  15. eksir

    زهرا جان خواهر خوب و گلم خيلي محبت كردي مثل هميشه همواره سبز باشي..............................

    زهرا جان خواهر خوب و گلم خيلي محبت كردي مثل هميشه همواره سبز باشي..............................
  16. eksir

    اشعار عاشورایی و انتظار

    جاده و اسب مهیاست،بیا تا برویم کربلا منتظر ماست بیا تا برویم ایستاده ست به تفسیر قیامت زینب آن سوی واقعه پیداست بیا تا برویم خاک -درخون خدا - می شکفد می بالد آسمان،غرق تماشاست بیا تا برویم تیغ - درمعرکه - می افتد و بر می خیزد رقص شمشیر چه زیباست، بیا تا برویم از سراشیبی تردید اگر بر گردیم...
  17. eksir

    تک بیتی های ناب وپرمعنا

    ديدي اي دل كه غم عشق دگر بار چه كرد چون بشد دلبر و با يار وفا دار چه كرد
  18. eksir

    قطره‌های چکیده از قلم من (سروده‌هاي اعضاي تالار)

    شهريار هستم و عالم همه بر سر گيرم شهر به شهر و يار به يار همه در بر گيرم چو كنم تاج به سر همه عالم گيرم چو زنم دست به تخت همه جانم گيرم ............................................ ...........................................
  19. eksir

    گفتگو با خدا(::: مناجات نامه :::)

    سفره ی خداوند پهن است اما دور آن هنوز هم چقدر خلوت !!! میکائیل نان قسمت می کند , آدمها چنگ می زنند و نان می قاپند ! و میکائیل می گرید ... میکائیل گفت : خسته ام از این آدمها که هیچوقت سیر نمی شوند ! خدا گفت : تا هنگامی که آدمی بجای نور , نان می خورد , گرسنه خواهد ماند ! و اما نور , تنها...
  20. eksir

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    یک شب صبح کرده بنالم بر آسمان با سوز دل ز دست تو، ای روزگار، مست
بالا