از فردای آن روز من تلاش برای فراهم کردن پول بستری شدن رویا را آغاز کردم ، به هرجا که می توانستم سر زدم و نزد تمام دوستان صمیمی ام رفتم ولی از همه جا نا امید شدم در اینوقت بفکرم رسید که نزد خواهر بزرگم در شیراز بروم . خواهرم درشیراز زنی سرشناس و پولدار بود او می توانست در این مورد به من کمک کند...