اروم نشستی رو به روم..............................................................به کی داری فکر می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باز صدای چکاوکان رشته افکارم را از هم میگسلانند
و من در انتظار دیدارت زیر درخت بلوط
دست به زیر چانه هایم می نهم شاید باز ایی و
سر اغازی جدید روحمان را به ابدیت سوق دهد
هرکه رفت پاره ای از دل ما را با خود برد................................
اما...........او که با ماست............................
او که نرفته است........
از او بپرسید ..........................
که با دل ما چه می کند؟!....................
عمویی برو دیگه لالا کن......میترسم شیطونه بیاد و ................. اونوقته که عمه چشاشو می بنده و بدون اینکه اب بهمون بده حلال می شیم!! شبت طلایی...بابای
:biggrin::biggrin::biggrin:...عمه جون چقد بلایی...............باشه....امشبو قول میدم...اما زود باید به فکر باشیاااااا....طفلک دلش زن موخواد خووووو.................بابای عمه...خواب رنگی ببینی :smile: