مردان خدا پرده ی پندار دریدند/ یعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدند
هردست که دادند ازآن دست گرفتند/ هرنکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند/ یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در ِ کاشانه گشادند/ یک زمره به حسرت سر ِ انگشت گزیدند
جمعی به در ِ پیر خرابات خرابند/ قومی...