نتایح جستجو

  1. امالیا

    کلوپ آبیدلان.

    باشههههههههههه....... فردا صبح که نه پس فردام کلاس دارم... کلا سرم شلوغهههههههههه بچه ها رو میفرستم خودم از دور روند کار رو زیر نظر دارم... خوبههههههه
  2. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    دو چشم در سر هر کس نهاده اند ولی تو نقش بینی و من نقشبند مینگرم
  3. امالیا

    تو کلوپ جیغ کشیدم خواستی بری کلاه ایمنیتو ببر سقف رو سرت خراب نشههههههههههه

    تو کلوپ جیغ کشیدم خواستی بری کلاه ایمنیتو ببر سقف رو سرت خراب نشههههههههههه
  4. امالیا

    کلوپ آبیدلان.

    اون با من.... با دوستام میکوبیم یه برج آبیدلان میسازیم خوبهههههههههه
  5. امالیا

    کلوپ آبیدلان.

    اون با من.... با دوستام میکوبیم یه برج آبیدلان میسازیم خوبهههههههههه
  6. امالیا

    کلوپ آبیدلان.

    بزار نفس بگیرم... حالا گوشاتو بگیر...............
  7. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    تقصیر ز دل بود و گناه از دیده آه از دل و صد هزار آه از دیده
  8. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    میگفت دگرباره به خوابم بینی پنداشت که بعد از آن مرا خوابی هست
  9. امالیا

    کلوپ آبیدلان.

    اینقدر خوبههههههههه
  10. امالیا

    کلوپ آبیدلان.

    من جیغام معروفهههههههههه تو خودتو خسته نکن.......... یه نفس جیغ میکشم...
  11. امالیا

    خدا رو شکر... :D

    خدا رو شکر... :D
  12. امالیا

    کلوپ آبیدلان.

    میخوای جیغ بکشم از اون نویز دارا......
  13. امالیا

    کلوپ آبیدلان.

    گناه دارههههههههههههه چند روزه تو کلوپ ما زندگی میکنههههههههههه مام آخر مرام بیخیالش میشیم...
  14. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    یاد باد آنکه چو چشمت بعتابم میکشت معجز عیسویت بر لب شکرخا بود
  15. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    من چنان عاشق رویت که ز خود بیخبرم تو چنان فتنه ی خویشی که ز ما بیخبری
  16. امالیا

    :biggrin::D خوب شد؟؟؟؟؟؟؟؟

    :biggrin::D خوب شد؟؟؟؟؟؟؟؟
  17. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی مرا بر آتش سوزان نشاندی و ننشستی
  18. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    یا بگدازم چو شمع یا بکشندم بصبح چاره همین بیش نیست سوختن و ساختن
  19. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    می رود کز ما جدا گردد ولی جان و دل با اوست هر جا می رود
  20. امالیا

    مشاعرۀ سنّتی

    تلخکامی بین که در میخانه ی دلدادگی بود پر خون جگر هر جا سبویی یافتم
بالا