سرزمین رویاها کشته ای کم دارد
امروز با چه زبانی نویسم؟
کین کلبه هم بوی غم دارد.
تقدیر بس ناجوانمردانه از ما دلی پر کرده
مسند عشق اش ز خون خالیست
هوای من دارد.
آه بیا این جانم بگیر و بر رواق آن هزاره ها
پای-بستی ببند به پای همه سواره ها
گویی رسیدن معنی ای در این قاموس نیافت
عبرت دیگران شویم باید...