سهراب گفتی چشمها را باید شست شستم...ولی....
گفتی جور دیگر باید دید دیدم ...ولی....
گفتی زیر باران باید رفت رفتم....ولي
او نه چشمهای خیس و شسته ام را
نه نگاه دیگرم را.... هیچکدام را ندید فقط زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: دیوانه ی باران ندیده
معني لفظيش ميشه :
اي قلم از حرفهايت اثري نيست /از آشنا براي من خبري نيست (امام زمان )
اما معني جمله در واقع اينه كه : اشاره به كتابها داره كه خبر از ظهور دادند ولي همه هنوز منتظر و بي خبرن
متن شعرو آهنگشو خيلي دوست دارم
از اونجا كه شما هم عاشق رهبر و ولايتين :
ما پيام عيد رهبر را چو مصحف ميكنيم
مثل دستورالعمل همواره مصرف ميكنيم
كوري چشم سران فتنه و بيگانگان
چشم آقا كارو همت را مضاعف ميكنيم